الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )

8

ضياء القلوب ( فارسى )

صدقات زوجات رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله الا ارتجعت ذلك منها . فقامت اليه امرأة فقالت : و اللّه ما جعل اللّه ذلك لك انه تعالى يقول : وَ آتَيْتُمْ إِحْداهُنَّ قِنْطاراً فَلا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَيْئاً « 1 » . فقال عمر : الا يعجبون من امام أخطأ و امراة اصابت ! ناضلت امامكم فنضلته يعنى : نرسد به من اينكه زنى در گذشته است مهر او مهر زوجات رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله را مگر بگيرم زايد را از آن زن . پس برخاست به سوى او زنى پس گفت كه : و اللّه كه نگردانيده است خداى تعالى اين را از براى تو مىگويد خداى تعالى وَ آتَيْتُمْ . . . پس گفت عمر : آيا تعجب نمىكنيد از امامى كه خطا كند و زنى درست گويد مغالبه كرد زن با امام شما و غلبه كرد بر او « 2 » ؟ ! با وضوح بطلان توجيهات جماعت در حكايت منع مغالات در مهر اين روايت دلالت واضح بر بطلان آنها مىكند « 3 » . [ سخنان عمر با ابن عباس و اعترافات وى ] و از جمله مطاعن عمر آنچه روايت كرده است ابن ابى الحديد « 4 » به قول خود كه : روايت شده است از ابن عباس رحمه اللّه گفت كه : داخل شدم بر عمر در اول خلافت او و به تحقيق كه ريخته بودند از براى او يك صاع خرما بالاى ليف

--> مىكند اگر قراين خارجيه هم منضم نمىشد ، چه جاى توقف در صدق اين حكايت كه به انواع قراين صدق محفوف است مىتواند بود ؟ ! ( منه ) . ( 1 ) . نساء ( 4 ) : 20 . ( 2 ) . شرح نهج البلاغة 12 / 17 . ( 3 ) . سفينة النجاة : 224 - 225 . ( 4 ) . شرح نهج البلاغة 12 / 20 - 21 .